حضرت بهاءالله جهت حفظ وحدت جامعۀ بهائی و برای تضمین آن که ظهورشان به هدف خلق عالمی متحد و هماهنگ دست یابد، فرزند ارشدشان -حضرت عبدالبهاء- را به عنوان مركز امر و جانشین خویش تعیین کردند. حضرت عبدالبهاء نیز آشکارا بیان نمودند که پس از درگذشت ایشان، بهائیان باید به نوۀ ارشدشان،‌ شوقی افندی به عنوان ولیِ‌امر بهائی توجه كنند. ایشان همچنین به اجرا درآوردن اصول دیانت بهائی و ترویج احکام، محافظت از موسسات اداری بهائی و نیز تطبیق وفادارانه و هوشیارانۀ آئین بهائی با شرایط یک اجتماع همواره در حال پیشرفت را از جمله وظایف ولیِ‌امر بهائی مشخص نمودند.

حضرت شوقی افندی در سال 1276ه.ش. (1897 میلادی)، زمانی که پدربزرگشان -حضرت عبدالبهاء- هنوز در اسارت به‌سر می‌بردند، در شهرعَکا دیده به جهان گشودند. از ابتدای کودکی، ایمان قوی و وفاداری عمیق به پدربزرگشان، الهام‌بخش ایشان بود تا آن جا که آرزویشان تسلط به زبان انگلیسی جهت خدمت به حضرت عبدالبهاء به عنوان مترجم و منشی ایشان بود. پس از درگذشت حضرت عبدالبهاء (1300 ه.ش. مطابق با 1921 میلادی)، حضرت شوقی افندی که کمتر از 25 سال سن داشتند، اطلاع یافتند که حضرت عبدالبهاء در وصیت‌نامۀ خود «الواح وصایا» ایشان را به عنوان ولیِ‌امر بهائی منصوب كرده‌اند. از آن پس با تمام قوا عهده‌دار مسئولیت‌های سنگین هدایت جامعۀ بهائی شدند و به‌ مدت 36 سال تا هنگام درگذشت‌شان در سال 1336 ه.ش. (1957میلادی) خود را به طور كامل وقف وظیفه‌ای نمودند كه به ایشان سپرده شده بود. هدایت‌ها و راهنمایی‌های ایشان در چنین مرحلۀ مهمی از توسعۀ آئین بهائی، تكامل و رشد جامعۀ بهائی در سراسر عالم را تضمین نمود.

بر اثر هدایت‌های حضرت شوقی افندی،‌ نظام اداری جامعۀ بهائی كه اساس آن توسط حضرت بهاءالله پایه ریزی شده بود؛ به سرعت در سراسر عالم تكامل یافت. در سال 1300ه.ش. (1921 میلادی)، زمانی که حضرت شوقی افندی ادارۀ امور را بر عهده گرفتند، جامعۀ جهانی بهائی متشکل از تعدادی مراکز پراکنده در نقاط مختلف جهان بود که با نظم و ترتیبی محدود به ادارۀ امور خود می‌پرداختند. در آن دوران تمرکز حضرت ولی‌امرالله بر شکل‌گیری سیستماتیک جامعۀ جهانی بهائی و استحکام موسسات محلی و ملی بود به نحوی که موسسات بتوانند به خوبی ادارۀ امور جامعه‌ای رو به رشد را عهده‌دار شوند. حضرت شوقی افندی این موسسات نوپا را هدایت می‌نمودند تا دامنۀ وسیعی از فعالیت‌های ضروری همچون ترویج تعالیم، چاپ و انتشار آثار بهائی و سازمان‌د‌‌هی حیات جامعه را به انجام رسانند و همزمان شیوۀ تصمیم‌گیری مشورتی را که حضرت بهاءالله تعلیم داده‌ بودند در عمل فراگیرند.

حضرت ولی‌امرالله، به عنوان مُبیّن (کسی که مسئولیت روشنگری و توضیح دربارۀ آثار بهائی، توسط حضرت عبدالبهاء تنها به ایشان سپرده شده بود) نقش بسیار مهمی در توسعۀ دیانت بهائی ایفا کردند و آثارشان تا به امروز تضمین‌کنندۀ درجه‌ای از وحدت فهم در آثار و تعالیم بهائی بوده و جامعه را در مقابل تفرقه حفظ نموده است. ایشان همچنین به عنوان مترجم اصلی آثار بهائی به انگلیسی شناخته می‌شوند. توانایی ایشان در بیان و شرح مفاهیم بهائی به زبان انگلیسی، منبع هدایتی ارزشمند برای پیروان دیانت بهائی در دنیای غرب فراهم ساخت. توسعۀ موسسات اداری جامعۀ جهانی بهائی، گسترش و تحکیم آئین بهائی در سطح جهانی، تشریح و توضیح احکام، تعالیم و اصول، تاریخ دیانت بهائی و مقام شخصیت‌های محوری آن از جمله موضوعاتی است که در آثار ایشان به آنها پرداخته شده است. همچنین در هزاران نامه (توقیع) بینش‌هایی عمیق نسبت به ابعاد روحانی تمدن و پویایی تغییرات اجتماعی ارائه داده‌اند؛ به شرح مفهوم و چگونگی شکوفایی زندگی روحانی شخصی پرداخته‌اند و تاریخ تمدن جهانی و نیروهای پیش‌برندۀ آن را تحلیل کرده‌اند و بدین وسیله تصویری تحسین برانگیز از آینده‌ای كه نوع انسان به سوی آن در حركت است را مقابل دیدگان بشر قرار داده‌اند.

پس از تقویت ساختار اداری بهائی در کشورهای مختلف، حضرت شوقی افندی در سال 1332 ه.ش. (1953 میلادی)، بر اساس طرح حضرت عبدالبهاء برای انتشار پیام الهی در سراسر عالم، برنامۀ جهانی ده ساله‌ای تنظیم کردند و بهائیان را تشویق و یاری نمودند تا در سراسر کرۀ خاکی پراکنده شوند و پیام حضرت بهاءالله را به گوش مردم نقاط مختلف دنیا برسانند. هر چند حضرت شوقی افندی در اواسط این نقشه در سال 1336ه.ش. (1957میلادی) چشم از عالم فرو بستند، اما در طول این نقشه، بهائیان سراسر عالم به نتایج ارزشمندی دست یافتند. زمانی که حضرت شوقی افندی در سال 1300ه.ش. (1921 میلادی)، ادارۀ امور را بر عهده گرفتند، حدود 35 کشور درهای خود را به روی دیانت بهائی گشوده بودند و تعداد اندکی دارای سازمان‌دهی اولیه در سطح ملی بودند. 36 سال بعد در زمان درگذشت حضرت شوقی افندی، بهائیان در 219 کشور یا سرزمین‌های تابعه و جزایر اصلی زندگی می‌کردند و تا پایان این برنامۀ 10 ساله یعنی سال 1342 ه.ش. (1963 میلادی)، بهائیان در بیش از پانزده هزار نقطۀ عالم ساکن بودند.‌‌

هدایت‌ها و اقدامات 36 سالۀ حضرت شوقی افندی، جامعۀ بهائی و موسسات آن را وارد مرحلۀ جدیدی از رشد و توا‌ن‌مندی نمود. به این ترتیب 6 سال پس از درگذشت ایشان، در سال 1342 ه.ش. (1963 میلادی) همزمان با پایان موفقیت‌آمیز برنامۀ جهانی فوق، اولین انتخابات بین‌المللی بهائی برگزار شد و بیت‌ العدل اعظم (شورای بین‌المللی دیانت بهائی) تأسیس گردید. از آن پس این شورای بین‌المللی، وظایفی را که حضرت بهاءالله تعیین نموده و حضرت عبدالبهاء و حضرت ولی‌امرالله توضیح داده بودند، از جمله ادارۀ جامعۀ جهانی بهائی، برعهده گرفت.

گزیده‌ای از آثار حضرت شوقی افندی

توضیحات و تبیینات حضرت ولی‌امرالله، نقش بسیار مهمی در توسعۀ دیانت بهائی ایفا کره است و آثار مختلف ایشان تا به امروز وحدت فهم جامعۀ بهائی را تضمین نموده است. حضرت ولی‌امرالله همچنین به عنوان مترجم اصلی آثار بهائی به انگلیسی شناخته می‌شوند. برخی از موضوعات محوری آثار ایشان عبارتند از: توسعۀ موسسات اداری جامعۀ جهانی بهائی، گسترش و تحکیم آئین بهائی در سطح جهانی، تشریح و توضیح احکام، تعالیم و اصول، تاریخ دیانت بهائی و مقام شخصیت‌های محوری آن. حضرت ولی‌امرالله همچنین در هزاران نامه (توقیع) بینش‌هایی عمیق نسبت به ابعاد روحانی تمدن و پویایی تغییرات اجتماعی ارائه داده‌اند؛ به شرح مفهوم و چگونگی شکوفایی زندگی روحانی شخصی پرداخته‌اند و تاریخ تمدن جهانی و نیروهای پیش‌برندۀ آن را تحلیل کرده‌اند و بدین وسیله تصویری تحسین برانگیز از آینده‌ای كه نوع انسان به سوی آن در حركت است را مقابل دیدگان بشر قرار داده‌اند.

در ادامه قسمت‌های کوتاهی از برخی آثار حضرت ولی‌امرالله گرد‌آوری شده است. برای مطالعۀ آن دسته از آثار ایشان که به فارسی موجود است می‌توانید به کتابخانۀ بهائی مراجعه کنید.

«چه عظيم است ظهور حضرت بهاءالله و چه وسيع است فيوضات و مواهب اين زمان که نصيب عالم انسانی است و چه نارسا و قليل است فهم و ادراک ما از عظمت و جلال آن ظهور بی‌همتا. نسل حاضر به اين ظهور اعظم نزديک‌تر از آن است که بتواند از امکانات بی‌پايان امر بهاءالله با خبر گردد و خواص ممتاز بی‌نظير و اسرار مکنون و مستورش را چنان‌که بايد و شايد ادراک نمايد.»

نظم جهانی بهائی(ترجمه)، ملاحظات بیشتر دربارۀ نظم جهان‌آرای الهی

«اصل وحدت عالم انسانی که محور جميع تعاليم حضرت بهاءاللّه است صرفاً منبعث از اظهار احساساتی ناسنجيده و بيان اميدی مبهم و نارسا نيست و نبايد آنرا منحصراً ناشی از آرزوی احياء روح اخوت بشری و خيرخواهی بين مردم انگاشت و هدفش را فقط در اين دانست که بين افراد بشر و ملل و اقوام تعاون و تعاضدی حاصل گردد. بلکه مقصدش بسيار برتر و دعويش بسيار عظيم‌تر از آن است که حتی پيامبران پيشين مجاز به اظهارش بوده‌اند. پيامش فقط متوجه افراد نيست بلکه به روابط ضروريه‌ای نيز مربوط می‌شود که ممالک و ملل را به هم پيوند می‌دهد و عضو يک خانوادۀ بشری می‌نمايد و چنان نيست که فقط مرامی را اعلان کرده باشد بلکه با تشکيلات و موسساتی پيوستگی ناگسستنی دارد که قادر است اصل وحدت عالم انسانی را تجسم بخشد و صحت و اعتبارش را نمايان و تأثير و نفوذش را جاودان می‌کند و نيز مستلزم آن‌ است که در بنيان جامعۀ کنونی تغييراتی حياتی (ارگانيک) صورت پذيرد که شبهش را چشم عالم نديده است... وحدت عالم انسانی نماينده و نشانۀ تحقق تکامل نوع بشر در اين جهان است. اين تکامل با حيات خانواده شروع شد و متعاقباً به اتحاد قبيله و بعد به وحدت حکومت در يک شهر و سپس به نظام کشورهای مستقل ارتقاء جست.»

نظم جهانی بهائی(ترجمه)، هدف نظم بدیع جهانی

«اتحاد اهل عالم درخشان‌ترين مرحله‌ای است که حال جامعۀ انسان رو به آن روان است. اتحاد خانواده، اتحاد دولت‌شهر و اتحاد ملی مراحلی است که بشر آن‌را پيموده و با موفقيت پشت سر گذاشته است و امروز اتحاد جهان است که هدف و مقصد بشر سرگردان است.»

نظم جهانی بهائی(ترجمه)، تولد مدنیت جهانی

«بايد گفت که امر بهائی مقصدش هرگز آن نيست که شالودۀ جامعۀ کنونی عالم را زير و زِبَر نمايد بلکه آن‌ است که بنيانش را وسعتی بيشتر بخشد و به موسساتش شکل تازه‌ای دهد که موافق و مطابق با حوائج اين جهان دائم‌التغيير باشد. تعاليم و قوانين حضرت بهاءالله با هيچ تابعيت و سرسپردگی مشروعی تناقض ندارد و وفاداری‌های اساسی را تضعيف نمی‌کند. مقصدش آن نيست که شعلۀ وطن‌دوستی معقول و خردمندانه را در دل‌های مردمان خاموش سازد يا نظام خودمختاری ملی را از ميان بردارد زيرا هم با آفت مرکزيت افراطی در ادارۀ امور و هم با متحد‌الشکل و يکنواخت بودن شئون عالم مخالف است. کليد رمزش شعار وحدت در کثرت است...»

نظم جهانی بهائی(ترجمه)، هدف نظم بدیع جهانی

اين خلق و خوی رحمانی که مشتمل است بر عدل و انصاف، راستی و درستی و مروّت و اعتبار و امانت و ديانت بايد همواره مابه‌الامتياز جامعهٔ بهائی در جميع شئون و مراحل باشد چنان‌ که از قلم اعلی حضرت بهاءالله چنين نازل شده:«اليوم اصحاب الهی خميرمايهٔ احزاب عالمند، بايد کل از امانت و صدق و استقامت و اعمال و اخلاق ايشان اقتباس نمايند».

ظهور عدل الهی (ترجمه)